هدف: بررسی اثر مهارتهای غیرکلامی در کودکان استفادهکننده از کاشت حلزون در مقایسه با کودکان با شنوایی طبیعی است که آیا این مهارت همانند گفتار، دارای تأخیر و اختلال هست و آیا عمل کاشت حلزون در بهبود این مهارتها تأثیری دارد.

روش بررسی: پژوهش حاضر مطالعه ای مقایسه ای مورد شاهدی بود. به روش نمونه گیری غیر تصادفی، 60 کودک دختر و پسر زیر سن هفت سال با شنوائی طبیعی، استفاده کننده از سمعک و کاشت حلزون بررسی شدند. آزمون مورد استفاده، آزمون اختلالات ارتباطی غیرکلامی Dyssemia بود. جهت تحلیل داده ها و مقایسه آنها از تحلیل واریانس Anova و آزمون Tukeyاستفاده شده است.

یافته ها: تحلیلات آماری با خطای کمتر از یک درصد و P<0/000 نشان داد که مهارت های ارتباطی در کودکان استفاده کننده از کاشت حلزون نسبت به کودکان با آسیب شنوایی شدید تا عمیق، خیلی بهتر بوده و همچنین از نظر ارتباطات اجتماعی نزدیک به کودکان با شنوایی طبیعی بودند..

نتیجه گیری: با بهبود شنوایی، کودکان میتوانند در معرض ارتباطات اجتماعی و آموزش ها قرار گیرند. بنابراین، مهارتهای کلامی و غیرکلامی آنها بهبود خواهد یافت. همچنین پیشنهاد میشود والدین، کودک کمشنوای خود را بطور طبیعی همچون یک کودک شنوا در معرض محرکات کلامی و غیر کلامی مناسب قرار دهند.

کلمات کلیدی: کاشت حلزون، سمعک، روش شنوایی کلامی، ارتباطات اجتماعی، ارتباطات غیرکلامی


مقدمه


بیش از 250 میلیون نفر در جهان دچار نقص شنوایی هستند که عواقبی چون عدم توانایی در شنیدن صداها، تولید گفتار، برقراری ارتباط و انزوای اجتماعی را به همراه دارد . امروزه تکنولوژی نقش بسیار مهمی در زندگی افراد دارد . ابزارهایی چون سمعک، کاشت حلزون و کاشت گوش میانی در تقویت صداها و کمک به بهتر شنیدن نقش بسیار مهمی دارد و اگر این ابزارها مورد استفاده قرار نگیرد، زبان اشاره و لبخوانی در برقراری ارتباط به افراد کمک میکند. همچنین، با در نظر گرفتن سایر موارد از جمله سن، کاشت حلزون شنوایی میتواند زمینه را برای رشد مهارتهای زبانی و گفتاری از طریق مسیر شنوایی فراهم سازد. هرچه سن عمل چ کاشت حلزون کمتر باشد، کودکان عملکرد بهتر و بیشتری نسبت به کودکانی دارند که در سنین بالاتر تحت عمل کاشت حلزون قرار میگیرند.
ارتباطات غیرکلامی، از روشهای مهمی است که از طریق آن افراد با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند و همچنین تاثیرش میتواند بیشتر از ارتباط کلامی باشد. زمان تعامل با دیگران، افراد بیشمار علائم غیرزبانی ارسال و دریافت میکنند. همهی این رفتارهای غیرکلامی از قبیل حرکات بدن، روش نشستن، میزان سرعت کلام، فاصله ی بین افراد، برقراری تماس چشمی به نوعی پیامی را در خود دارد. Knapp و hall ارتباط غیرکلامی را رابطه ای میدانند که از طریق تماس چشمی، اشارات، حالات صورت و نوع لباس پوشیدن برقرار میشود . جهانگیری نیز ارتباط غیرکلامی را آن نوع ارتباطی تعریف میکند که در آن واژهای بکار نرود، ولی میتواند در قالب سکوت، همراه با حرکت اندامها باشد، به هر صورت رفتار غیر کلامی فاقد تظاهر آوایی زبانی است.
برخی از افراد از جمله کودکان ممکن است که دردریافت و یا ارسال پیامهای غیرکلامی مشکل داشته باشند، بنابراین Duke و Nowicki اصطلاح Dyssemia را برای توصیف اختلالات غیرکلامی در کودکان، انتخاب کردند. این اصطلاح که ریشهی یونانی دارد، به معنای Dy( اختلال ) و semia ( علائم) است و بیانگر اختلالات اجتماعی و توصیف ارتباطات غیرکلامی است. اصل این آزمون در سال 1994 طراحی و هنجاریابی و در سال 1999 بر اساس ضوابط پزشکی بازنگری شد. این آزمون شامل 42 ماده است که 7 حوزهی ارتباطی و شخصیتی را مورد سنجش قرار میدهد. از نظر آنها سه دلیل وجود دارد که کودک دچار اختلالات غیرکلامی Dyssemic میشود: یکی کمبود موقعیتهای مناسب وتجارب مفید، دومی اختلال در عملکرد مغز و دیگری مشکلات عاطفی است. کودکان مبتلا به دایسمیا در حالات صورت، حرکات بدن، تن و آهنگ صدا، لمس و رعایت فاصله ی شخصی، رفتار، لباس پوشیدن، رعایت بهداشت مشکل دارند و رفتارهای زیر را از خود بروز میدهند:

 

کاشت حلزون


کودکان در فاصلهی بسیار نزدیکی با دیگران قرار می گیرند و تماسهای بدنی نامناسبی ایجاد میکنند، بسیار بلند حرف میزنند و میخندند، کارهای احمقانه و شرم آوری انجام میدهند، خیلی تند و یا خیلی کند راه می روند، حالت صورتشان متناسب با چیزی که میگویند نیست مثلاَ به مردم خیره میشوند و یا زیر چشمی دیگران را زیر نظر میگیرند و از این طریق دیگران را اذیت میکنند، خوب لباس نمیپوشند و در رعایت بهداشت شخصیشان مشکل دارند، تن صدایشان واضح و متناسب با چیزی که میگویند نیست )همان(.
این مقیاس سنجش بهعنوان ابزاری برای محققان و والدینی که قصد دارند مشکلات درون شخصیتی کودک در تعاملات خود در مدرسه و خانه را مشخص و ارزیابی کنند، مورد استفاده قرار میگیرد. وجود مشکل در حوزهی دایسمیا تأکید بر نیاز به اهداف روانشناسی و توانبخشی و اهدافی که بطور مستقیم رفتارهای توصیف شده در این آزمون را گزارش میدهد، دارد. آزمون دایسمیا اطلاعاتی از کودک ارائه میدهد که این اطلاعات با » زندگی واقعی « مشاهده ی مستقیم والدین، مربیان و یا پرسشگر بدست
می آید. این اطلاعات نیز میتواند نقاط قوت و یا ضعف کودک در هر حوزه را بخوبی نشان دهد.
به عقیدهی روانشناسان، تعاملات سالهای اولیه ی زندگی از اهمیّت بسیاری برخوردار است زیرا اساس مدل درونی خود و روابط با دیگران را شکل میدهد. وقتی در اوّلین روابط، آن نوع توجّه عاطفی و جسمی که لازمه ی پرورش سالم است، برقرار نشود، فرد ممکن است در طول زندگی خود، با مشکلات و چالشهای متعددی روبه رو گردد. همچنین سن شروع مداخله نیز در پیشرفت ارتباطی کودک نقش بسیار مهمی دارد. کودکانی که آسیب شنوایی دارند و در سالهای اولیهی زندگی تحت آموزش و مراقبت قرار نگیرند، نسبت به کودکان دیگرکه این مداخله زودتر و در سنین پایین تر صورت میگیرد، در سطح پایین تری خواهند بود.
تحقیقاتی نیز در مورد مهارتهای کلامی و ارتباطی کودکان استفاده کننده از کاشت حلزون انجام شده است، به عنوان مثال: Wheelerو همکاران با این هدف که آیا برقراری ارتباط، قبل و بعد از کاشت حلزون تغییری هم میکند به این نتیجه رسیدند که بخش وسیعی از بچه ها قبل از کاشت، از زبان اشاره استفاده میکردند، اما در طی مدت پنچ سال که از کاشت حلزون استفاده کرده بودند، بیشتر به استفاده از زبان گفتاری روی آوردند . در تحقیقی موردی Conner به بررسی و مطالعهی یک کودک ناشنوا پرداخت که تحت عمل کاشت حلزون قرار گرفت و مهارتهای زبانی، کلامی و ارتباطی او با محیط را از مهدکودک تا دبیرستان مورد مشاهده و بررسی قرار داد. گفتار و مهارتهای زبانی او تقریبا" هر سال مورد سنجش قرار میگرفت و گفتار و زبان و وضعیت شنوایی او ثبت میشد. تحلیل رشدی پژوهش Conner نشان داد که کودک بعد از عمل کاشت حلزون مهارتهای زبانی و گفتاری و واژگان او روند رو به رشدی داشته است و به مهارتهای گفتاری و زبانی مورد نظر رسید، و تحلیل اجتماعی فرهنگی نیز نشان داد که مهارتهای ارتباطی او نیز زمانی که با بچههای ناشنوای دیگر مقایسه شد، رشد داشته است. Punch و Hyde در پژوهشی فاکتورهای روانشناسی اجتماعی را در کودکان کاشت حلزون مورد ارزیابی قرار دادند. بدین منظور از سه گروه والدین، معلمان و کودکان مصاحبهای انجام دادند و اینطور نتیجه گرفتند که این کودکان از نظر روانشناختی وضعیت بهتری داشته ولی در مهارتهای اجتماعی مثل تعامل با محیط و همسالان خود دچار مشکل بودند . در تحقیقی دیگر Conway و همکاران چند مقیاس شناختی غیرکلامی از جمله توالی حرکتی، دیداری، لمسی و پاسخ را بر روی 24 کودک استفاده کننده از کاشت حلزون و31 کودک با شنوایی طبیعی انجام دادند و نتیجه گرفتند که کودکان کاشت حلزون فقط روی توالی حرکتی اختلال دارند و معتقدند که محرومیت شنوایی قبل از کاشت حلزون علت این اختلال است و همین اختلال منجر به تاخیر زبانی نیز خواهد شد. Leigh و همکاران در کار پژوهشی خود به مقایسه و توصیف مهارتهای ارتباطی در دو گروه از کودکان ناشنوا پرداختند. گروه اول 35 کودک که کاشت حلزون را در سنین بین 6 ماه تا 12 ماه دریافت کردند و گروه دوم 85 کودک که کاشت حلزون را بین سنین 13 تا 24 ماه گرفتند. آنها به این نتیجه رسیدند که کودکانی که در سال اول زندگیشان از کاشت حلزون استفاده کردند خیلی سریعتر به رشد زبانی رسیدند و همپای کودکان همسن خود با شنوایی طبیعی شدند ولی گروه دوم با تاخیر مواجه شده و سن اجتماعی آنها عقبتر از همسالان طبیعی خود بود.
کسب مهارتهای ارتباطی یکی از عناصر اساسی اجتماعی شدن فرد در کلیهی فرهنگها است. مهارتهای ارتباطی شامل مهارت در برقراری ارتباط با دیگران، مهارت گوشکردن، همدردی، ارتباط غیرکلامی، تشخیص احساسات خویش، نوبتگیری، حفظ موضوع و از این قبیل مهارتها است، حال شخصی که دارای مهارتهای ارتباطی است، میتواند در زمانها و مکانهای مختلف، انتخاب های درست و رفتارهای شایستهای داشته باشد. همچنین توجّه به مسائل ارتباطی، سازوکارهای آن و ارائه ی راهکارهایی برای بهبود هرچه بهتر در امر آموزش، می تواند والدین و مربّیان را در جهت تصمیم گیری مناسب تر یاری رساند. بنابراین با توجه به اهمیت ارتباطات غیرکلامی کودکان در روند شکلگیری رشد مهارتهای اولیه گفتار و زبان و با در نظر گرفتن اینکه اکثر تحقیقات انجام شده در ایران رشد مهارتهای ارتباطی کودکان کم شنوا را بویژه در ابعاد رشد کلامی مورد توجه قرار داده اند هدف اصلی از انجام این پژوهش، بررسی این موضوع است که کودکان ناشنوایی که تحت عمل کاشت حلزون قرار میگیرند و دورههای آموزشی توانبخشی را پشت سر می گذارند از نظر مهارتهای ارتباطی غیرکلامی نسبت به کودکان استفاده کننده از سمعک با افت شنوایی شدید تا عمیق بهبودی داشته و نسبت به کودکان هنجار در چه وضعیتی هستند.

 

مقایسه ارتباطات غیرکلامی کودکان کم شنوای استفاده کننده از کاشت حلزون و سمعک - بخش دوم