روش بررسی


پژوهش حاضر از نوع تحقیقات مقایسهای مورد شاهدی بود. جامعهی مورد پژوهش را تعداد 60 کودک تشکیل دادند که از این میان، تعداد 20 کودک با شنوایی طبیعی از مهدکودک غنچه، تعداد 20 کودک استفاده کننده از کاشت حلزون و 20 کودک با افت شنوایی شدید تا عمیق از مرکز شنواگستر شهر مشهد به روش نمونه گیری غیرتصادفی انتخاب شدند. هر یک از این سه گروه شامل20 کودک( 10 دختر، 10 پسر( در محدوده سنی 7 - 5 سال بودند و همچنین کودکانی که مشکلات همراه داشته اند از مطالعه حذف شدند. برای انتخاب کودکان معیارهای زیر در نظر گرفته شد: براساس آزمون هوش آدمک Goodenough هوش غیرکلامی آنها در محدوده هنجار باشد، مبتلا به اختلالات عاطفی مانند اوتیسم و بیش فعالی نباشند، تمام کودکان با آسیب شنوایی در این مدت تحت آموزشهای شنوایی کلامی بوده اند، این کودکان آموزش را در حین درمان دریافت کرده و توسط آزمونهای آماری همسانسازی شده اند.
در این پژوهش به منظور جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شد. بدین صورت که دو متخصص روانشناسی که از قبل با اجرای آزمون آشنایی داشتند از طریق مشاهدهی مستقیم آزمودنی ها در حین بازی، ساعات آموزش، موقع غذا خوردن و هنگام تعامل با همسالان پرسشنامه ها در مراکز آموزشی را تکمیل کرده و اطلاعات فردی و خانوادگی از قبیل سن، علت ناشنوایی، تاریخ کاشت حلزون، مدت استفاده از سمعک و تاریخ مراجعه به مرکز نیز از طریق مصاحبه و مراجعه به پرونده ی کودکان جمعآوری شد. در تحقیق حاضر برای ارزیابی ارتباطات غیر کلامی کودکان از آزمون دایسمیا استفاده شد.
در پژوهش حاضر نیز برای بررسی پایایی آزمون ضریب Cronbach's alpha محاسبه شد و جهت مقایسه و تحلیل داده های بدست آمده از اجرای آزمون های مذکور در هر گروه، با توجه به توزیع هنجار آزمودنی ها از آزمون پارامتریک تحلیل واریانس Anovaاستفاده شد و برای بررسی تفاوت نتایج بدست آمده بین گروه ها از آزمون تعقیبی Tukey در تحلیل دادهها استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادههای بدست آمده توسط نرم افزارSPSS انجام شد.

 

کاشت حلزون

 

یافته ها


برای بررسی و مطالعه ی میزان مهارت های ارتباطی و مقایسه ی آن با کودکان استفاده کننده از سمعک و کاشت حلزون و کودکان با شنوایی هنجار، سه گروه نمونه ی 20 تایی از کودکان مذکور انتخاب گردید. همگی این کودکان زیر هفت سال و با میانگین سنی 5 سال بوده و ترکیب جنسیتی در هر سه گروه مشابه بود(10 پسر و 10 دختر(. آزمون دایسیما در هفت خرده آزمون در هر گروه انجام شد. یافتههای پژوهش در مورد اجرای هفت خرده آزمون اختلالات غیرکلامی دایسمیا در گروه کودکان استفاده کننده از کاشت حلزون، استفادهکننده از سمعک و کودکان با شنوایی طبیعی بیانگر آن بود که در بین موارد مطرح شده، در مجموع هفت خرده آزمون بیشترین میانگین مربوط به کودکان استفادهکننده از سمعک 3/77 و کمترین میانگین 2/51 مربوط به کودکان با شنوایی طبیعی بود.
براساس یافتههای پژوهش که در جدول 1 آمده است، نتایج پژوهش در مورد اولین خرده آزمون دایسمیا، یعنی تماس چشمی نشان داد که بیشترین میانگین 4/8 متعلق به کودکان استفادهکننده از سمعک بوده و کمترین میانگین 1/6 مربوط به کودکان طبیعی و کودکان استفاده کننده از کاشت حلزون با میانگین 3/6 نزدیک به کودکان طبیعی بودند. این خرده آزمون تمامی حالات کودک در مورد برقراری تماس چشمی را میسنجد تا مشخص شود تا چه اندازه کودک از تماس چشمی امتناع میکند.
در خصوص تماس بدنی و رعایت فاصله ی شخصی، یافته های پژوهش نشان داد که در حفظ فاصله و حرکات آزاردهنده کودکان سمعکی بیشترین میانگین 15/10 و کمترین میانگین 9/7 متعلق به کودکان طبیعی بود.
در مورد تن و آهنگ کلام، منمن کردن و لکنت زبان، تولید صداهای بسیار بلند و بسیار آرام، بیشترین میانگین 7/12 را کودکان سمعکی و کمترین میانگین را 1/8 را کودکان طبیعی گرفتند. درخصوص حالات و هیجانات صورت در مواقع تنبیه و تشویق، خوشحالی و ناراحتی بیشترین میانگین 1/8 متعلق به کودکان سمعکی و کمترین میانگین 1/6 کودکان طبیعی و میانگین 9/6 کودکان استفاده کننده از کاشت که نزدیک به کودکانطبیعی بودند.
در مورد توانایی کودک در انجام کارهای شخصی اش، رعایت بهداشت و آداب خوردن و آشامیدن نیز بیشترین میانگین 6/12 را کودکان سمعکی و کمترین را 5/8 را کودکان طبیعی گرفتند. در خصوص توانایی کودک در درک قوانین و مراحل بازی، تعامل با همسالان و قدرت در درک و بیان لطیفه بیشترین میانگین 1/14 و کمترین میانگین را کودکان طبیعی با 2/7 گرفته و کودکان استفاده کننده از کاشت حلزون با میانگین 1/13 نزدیک به کودکان استفاده کننده از سمعک بودند.
در آخرین خرده آزمون، کودک باید بتواند نیات و احساسات دیگران را بخوبی تعبیر کند و از چیزهایی که در اطرافش اتفاق میافتد، بی اطلاع نباشد. رفتارهایش با توجه به موقعیت همخوانی داشته و بخوبی بتواند جواب احوالپرسی را بدهد که بیشترین میانگین 2/11 را کودکان سمعکی و کمترین میانگین را 2/7 را کودکان طبیعی به خود اختصاص دادند. بنابراین بر اساس یافته های پژوهش که در جدول 1 ذکر شده، بین گروه ها در مهارت ارتباطی تماس چشمی، تماس بدنی، فرازبانی، حالات صورت، رعایت بهداشت، قوانین اجتماعی و پذیرش غیرکلامی با درجه آزادی 2 در سطح خطای کمتر از یک درصد، تفاوت معنی داری وجود دارد.
برای بررسی تفاوت نتایج بدست آمده از انجام آزمون ها بین گروه های نمونه، از آزمون تعقیبی Tukey در تحلیل داده ها نیز استفاده شد. لیکن برای نتیجه گیری کلی و مقایسه ی میزان مهارتهای ارتباطی بین کودکان استفاده کننده از سمعک، کاشت حلزون و هنجار، در حالت کلی)مجموع هفت خرده آزمون اختلالات غیر کلامی دایسمیا( نتایج زیر حاصل و مطابق تحلیل ارائه شده در جدول 2 ، در حالت کلی )مجموع خرده آزمونهای اختلالات غیر کلامی دایسمیا( مهارتهای ارتباطی کودکان استفاده کننده از کاشت حلزون بیشتر از کودکان استفادهکننده از سمعک و مهارت های ارتباطی کودکان هنجار بیشتر از دو گروه دیگر است. همانگونه که مشاهده میشود این تفاوت از لحاظ آماری معنی دار می باشد.

 

مقایسه ارتباطات غیرکلامی کودکان کم شنوای استفاده کننده از کاشت حلزون و سمعک - بخش سوم