مقایسه عملکرد سمعک های آنالوگ و دیجیتال در کاهش ناتوانی شنوایی (بخش چهارم)

 

بررسی عوامل ادیومتریک و غیر ادیومتریک بر نتایج پرسشنامه APHAB


در مطالعه حاضر جنسیت ، سن ، شغل و میزان تحصیلات در افراد مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از مطالعه نشان داد که جنسیت ، سن ، شغل و میزان تحصیلات برنتایج پرسشنامه APHAB (متوسط امتیاز کلی و متوسط امتیاز هر یک از زیر مجموعه ها) قبل و بعد از استفاده از سمعک های آنالوگ و همچنین نتایج پرسشنامه در سمعک های دیجیتال تاثیری نداشته است.


به نظر می رسد افراد در سنین بالاتر ناتوانی و معلولیت شنوایی کمتر و در نتیجه سودمندی بیشتری را در مقایسه با افراد جوانتر گزارش می کنند. اما در مطالعه حاضر این نظریه تایید نشد. احتمالآ دلیل عدم تاثیر سن بر نتایج پرسشنامه APHAB در افراد استفاده کننده از سمعک های دیجیتال یا آنالوگ محدوده سنی مورد نظر در این مطالعه (محدوده سنی ٦٥ - ٢٠ سال ) باشد. درباره نحوه تاثیر عوامل جنسیت ، شغل و میزان تحصیلات تاکنون مطالعه ای صورت نگرفته است.
در مطالعه حاضر میزان کم شنوایی ، الگوی کم شنوایی ، تجربه استفاده از سمعک ، مدت زمان استفاده و شیوه استفاده از سمعک بر نتایج پرسشنامه APHAB (متوسط امتیاز کلی و امتیاز هر یک از زیر مجموعه ها) قبل و بعد از استفاده از سمعک های آنالوگ و همچنین دیجیتال بررسی شد. الگوی کم شنوایی بر نتایج زیر مجموعه آزاردهندگی صدا قبل و بعد از استفاده از سمعک های آنالوگ موثر بود (p= 0/008). در واقع علت تاثیر گذاری الگوی کم شنوایی بر امتیاز زیر مجموعه آزاردهندگی صدا شاید به علت وجود رکروتمنت در افراد مبتلا به کم شنوایی حسی شرکت کننده در این مطالعه و شیوه قضاوت و درک افراد از صداهای بسیار بلند باشد. اما هر سه مورد فوق بر متوسط امتیاز کلی و متوسط امتیاز سه زیر مجموعه سهولت ارتباط ، بازآوایی و نویز زمینه تاثیری نداشتند.
بررسی عوامل ادیومتریک بر نتایج پرسشنامه قبل و بعد از استفاده از سمعک های دیجیتال نشان داد تجربه استفاده از سمعک و مدت زمان استفاده از سمعک بر نتایج زیر مجموعه آزاردهندگی صدا قبل و بعد از استفاده از سمعک های دیجیتال تاثیر داشته است.
( به ترتیب p= 0/043 و p= 0/024). اما هر سه مورد فوق بر متوسط امتیاز کلی و متوسط امتیاز سه زیر مجموعه سهولت ارتباط، بازآوایی و نویز زمینه تاثیری نداشتند.
کاکس و الکساندر ( 1995) اظهر داشتند که افراد دارای تجربه استفاده از سمعک در مراجعات دوره ای در مقایسه با افرادی که برای اولین بار از سمعک استفاده می کنند، سودمندی بیشتری را گزارش می کنند. در موارد فن آوری دیجیتال بر دوره آزمایشی استفاده از سمعک تاکید بسیار شده است. مطالعه Arlinger و همکارانش (1998) بر افراد با تجربه قبلی استفاده از سمعک سودمندی قابل توجهی را در وسایل دیجیتال در ارزیابی سابجکتیو نشان داد.
در مطالعه Bille و همکارانش )١٩٩٩ ( در سمعک های دیجیتال ٢٥ فرد مبتلا به کم شنوایی حسی _ عصبی با تجربه قبلی استفاده از سمعک مورد بررسی قرار گرفتند که از نظر پیانمد بین سمعک های آنالوگ و دیجیتال تفاوت قابل توجهی مشاهده نگردید.
میزان کم شنوایی ، الگوی کم شنوایی و شیوه استفاده از سمعک بر نتایج پرسشنامه APHAB قبل و بعد از استفاده از سمعک های دیجیتال تاثیر نداشتند. نتایج بدست آمده درمطالعه با نتایج مطالعه Arlinger و Billermark( ١٩٩٩ ) همخوانی دارد. در مطالعه این محققین تفاوت قابل توجهی در 4 زیر مجموعه مورد بحث مشاهده نشد.

 

مقایسه عملکرد سمعک های آنالوگ و دیجیتال


با توجه به نتایج متفاوت مطالعات انجام شده در طول سالهای گذشته بر سمعک های دیجیتال آنچه که دراکثر مطالعات توجه محقق را به خود جلب می کند ناهماهنگی نتایج زیر مجموعه آزاردهندگی صدا در بسیاری از مطالعات با سه زیر مجموعه سهولت ارتباط بازآوایی و نویز زمینه می باشد. طبق نظر کاکس و الکساندر (1995) سه زیر مجموعه سهولت ارتباط بازآوایی و نویز زمینه به دسته کلی سودمندی توانایی درک گفتار تعلق داشته و نتایج زیر مجموعه آزاردهندگی صدا باید به صورت مجزا تفسیر شود. نتایج این زیر مجموعه را می توان در تنظیم در تنظیم SSPL 90 به شیوه مناسب به کار گرفت. همچنین عوامل روانشناختی و شخصیتی در 10% موارد بر نتایج پرسشنامه خصوصآ در دو حیطه سهولت ارتباط و آزاردهندگی صدا نقش موثری را ایفا می کند.
در واقع نتایج حاصل از این مطالعه با استفاده از پرسشنامه APHAB ، یعنی سودمندی قابل توجه در دو زیر هجموعه نویز زمینه و بازآوایی و همچنین عدم سودمندی قابل توجه در امتیاز کلی و دو زیر مجموعه سهولت ارتباط و آزاردهندگی صدا نشان می دهد که استفاده از پرسشنامه خودارزیاب APHAB به صورت کلی تر دیدگاه فرد را در مورد اثر بازتوانی و موقعیتهای مختلف زندگی روزمره و نحوه ارتباط را منعکس می کند. مسلمآ شناخت و درک دیدگاه فرد به طرح ریزی برنامه بازتوانی کمک شایانی خواهد کرد.
استفاده از تعداد نمونه بیشتر و انحراف معیار کمتر در معیار انتخابی پیامد ، توان آماری تجربه بالینی را افزایش داده و نتایج به جامعه بزرگتر قابل تعمیم خواهد بود. پیشنهاد می شود در صورت فراهم بودن شرایط ، امکانات و تامین هزینه مالی مطالعه روی تعداد افراد بیشتری از دو مورد بررسی صورت پذیرد تا معنادار بودن یا عدم معناداری نتایج کاملآ محرز گردد. در ارزیابی های سابجکتیو باید مساله سوگیری حاصل از شیوه در اختیار گذاشتن اطلاعات با عنوان فن آوری پیشرفته سمعک های دیجیتال به افراد توجه شود که خصوصآ در مطالعات غیر کور از جملا این مطالعه اهمیت می یابد. استفاده از مطالعات کور نیز در ارزیابی سمعک های جدید و پیشرفته باید مد نظر قرار گیرد.
بنابراین می توان گفت پیشرفت فن آوری و ابداع مدارات پیچیده تر و پیشرفته پردازش دیجیتال از جمله الگوریتم های کاهش نویز ، سیستم های مختلف تراکمی و الگوریتم های کاهش یا مهار بازخورد سودمندی قابل توجهی در حیطه بازآوایی و نویز زمینه در افراد مبتلا به آسیب شنوایی حسی _ عصبی در اختیار قرار داده و نقش موثری را در کاهش ناتوانی ناشی از آسیب شنوایی در مقایسه با سمعک های آنالوگ ایفا کرده است. از سوی دیگر عدم سودمندی قابل توجه در حیطه سهولت ارتباط و آزاردهندگی صدا می تواند ناشی از تاثیر انتظارات ، عوامل روانشناختی ، شخصیتی و زندگی افراد باشد.
این مطالعه با توجه به شرایط و شیوه انجام آن ، در نوع خود اولین مطالعه ای است که عملکرد سمعک های آنالوگ و دیجیتال را به این شیوه مقایسه می کند که می تواند دیدگاهی نوین در حیطه توانبخشی را در داختیار گذارد. همچنین نتایج این مطالعه می تواند درباره نحوه تجویز و انتخاب سمعک برای افراد مبتلا به آسیب شنوایی ، به متخصصین گوش، گلو و بینی ، متخصصین امور توانبخشی ، شنوایی شناسان، گفتار درمان ها و سازمان هایی مانند سازمان آموزش و پرورش استثنائی ، سازمان بهزیستی و مراکز توانبخشی اطلاعات مفیدی ارائه نماید. اهمیت دوره های آزمایشی استفاده از سمعک به ویژه در مورد سمعک های دیجیتال از دیگر مواردی است که باید مورد توجه بسیار قرار گیرد.